تبليغاتX

.: ای که امیر حرم دل تویی :.

حديث معرفت اميرالمؤمنين به نورانيّت : من همان كسي هستم كه نوح را به امر پروردگار در كشتي حمل كرد . من همان كسي هستم كه به امر پروردگار ، موسي را از دريا عبور داد . من همان كسي هستم كه به اذن پروردگار ،‌ ابراهيم را از آتش بيرون آورد . من همان كسي هستم كه به اذن پروردگار ، نهرها را جاري ساخت و چشمه ها را شكافت و درختها را كاشت . منم عذاب روز « ظلّه » . منم آنكه از محل نزديك ندا كرد كه ثقلان ( جن و انس ) آن را شنيدند و گروهي آن را فهميدند . هر آينه من به هر گروهي از جباران و منافقان به زبان خودشان مي شنوايانم . منم خضر داناي موسي و منم آموزگار سليمان پسر داوود . منم ذوالقرنين و منم قدرت عزّوجّل . منم محمّد و محمّد ، من است . من از محمّدم و محمّد از من است ؛ خداي تعالي فرمود : « دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو برزخ و فاصله اي است كه تجاوز به حدود يكديگر نمي كنند . »ء

 

 

عبد الكریم شریعتی می گوید : یكی از اطبّای مشهد ، دكتر علی شریعتی را به مهمانی دعوت كرده بود و سفره ، به انواع غذاها آراسته بود . همین كه چشم شریعتی به سفره افتاد ، با عصبانیت در كناری نشست . زن خانه گفت : « دكتر ! ببخشید . این سفره ، لایق شما نیست . شرمنده ام » . دكتر با چهره ای در هم كشیده گفت : « به راستی باید شرم داشته باشیم كه در كنار این سفره بنشینیم . در این اطراف فقرایی هستند كه به سختی زندگی می كنند و این سفره ، چند خانه را تأمین می كند . شما از من دعوت كرده اید بر سر سفره عبد الرحمن بن عوف بنشینم و از علی (ع) سخن بگویم . مگر چنین چیزی ممكن است ؟ »

دكتر شریعتی هرجا كه برای صحبت می رفت ، می گفت : « قدری سیب زمینی و نان آماده كنید تا هر ساعتی هر كسی آمد ، قدری بخورد و سپس در جلسه حاضر شود » .

حكایتهایی از زندگی شریعتی ، شعبانعلی لامعی ، ص 302 .

 

 

+   .: واله ی اهل بیت ( علیهم السّلام ) :.  |