|
* طرحي بـــــــــــراي صلح ( 1 ) كودك با گربه هايش در حياط خانه بازي مي كند مادر ، كنار چرخ خياطي آرام رفته در نخ سوزن عطر بخار چاي تازه در خانه مي پيچد صداي در ! - « شايد پدر ! » ************** * طرحي بــــــــــراي صلح ( 2 ) شهيدي كه بر خاك مي خفت چنين در دلش گفت : « اگر فتح اين است كه دشمن شكست ، چرا همچنان دشمني هست ؟ » ************** * طرحي بــــــــــراي صلح ( 3 ) شهيدي كه بر خاك مي خفت سرانگشت در خون خود مي زد و مي نوشت دو سه حرف بر سنگ : « به اميد پيروزي واقعي نه در جنگ ، كه بر جنگ ! » قيصر امين پور
+  .: واله ی اهل بیت ( علیهم السّلام ) :.
|
|
|
||||||